دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

341

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

اعضاى اصلى - با وجود اضطرار گيرندهء عضو به آن‌ها - استدلال شود ، چنين است : 1 . قطع عضو رئيسى بدن نقص و زيان به نفس است و به حكم عقل آسيب‌رسانى به خود قبيح مىباشد . 2 . بدن انسان ملك خداست و شايسته نيست انسان در ملك خدا بىاذن و اجازهء او تصرّف كند . 3 . اين كار مثلهء بدن است و مثله جايز نمىباشد . 4 . ادلّهء نفى ضرر در اينجا جارى است ؛ مانند اينكه پيامبر فرمود : « زيان رساندن و آسيب زدن در اسلام وجود ندارد » . « 1 » 5 . آموزه‌هايى كه دلالت مىكند نفس انسان بر او حق دارد و بر آدمى است كه رعايت سلامت و نظافت و نشاط او را بكند . 6 . رواياتى در احكام مختلف وارد شده كه بر حرمت بعضى امور دلالت مىكند به اين دليل كه ضررى است ؛ مثل اينكه خوردن خون حرام است ؛ چون باعث زردى ( يا ورم شكم ) مىشود « 2 » و عموميت داده شده كه هرچه در آن ضرر و زيان باشد ، چنين است . شيخ صدوق در علل الشرايع از مفضل بن عمر روايت مىكند كه گفت : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : چرا خدا شراب را حرام كرده است ؟ امام عليه السّلام فرمود : « خدا شراب را حرام كرده ، چون تباهى مىآفريند و بدين جهت كه اعتياد به شراب باعث ارتعاش و لقوه مىگردد و . . . » . « 3 » و از محمد بن عذافر ، از پدرش نقل مىكند كه گفت : از امام باقر عليه السّلام پرسيدم : چرا خداى بزرگ ، شراب ، مردار ، خون و گوشت خوك را حرام كرده است ؟ امام عليه السّلام فرمود : « خداى متعال اين‌ها را كه حرام كرده و جز اين‌ها را حلال دانسته ، به جهت رغبت در حلال‌ها و بىرغبتى در حرام‌ها نبوده است ؛ ليكن خداى متعال مردمان آفريده و مىداند

--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 376 . ( 2 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 242 . ( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 244 .